شهادت امام عسکر(ع)

زمین وآسمان ماتم گرفته
فضای سامرا راغم گرفته

درون خانه ای مرد جوانی
بود در حال رنج وناتوانی

جگر خون باز یک معصوم گشته
به زهر کینه ها مسموم گشته

امام عسکری در احتضار است
کنارش کودک او بیقرار است

بگوید مهدیا ای نور دیده
دگر وقت رحیل من رسیده

بیا تا بوسمت من بار آخر
زبعد من تویی بر شیعه رهبر

بیا بابا رسان آبی به کامم
بده سوزعطش را التیامم

عطش گفتم حسین آمد به یادم
به یاد کام عطشانش فتادم

چو دادش آب،در سن جوانی
امام عسکری شد آسمانی

زمین محزون این داغ عظیمست
امام آخرین ما یتیم است

امام آخرین ما کجایی
یقینا امشب اندر سامرایی

به سوگی بهر بابای غریبت
بود رنج ومحن امشب نصیبت

امید ما، سرت بادا سلامت
ظهورت را نما بر ما کرامت

شعر :اسماعیل تقوایی
X