ای امام هفتمین شیعیان
ای اسیر محبس عباسیان
ای که افتادی به گرداب بلا
ای به جور دشمن دین مبتلا
ای به خفاشان حاکم همچو نور
چشمشان ازنور اعجازتو کور
حاکمان قدر تو را نشناختند
در مصاف با تو خود را باختند
چاره این دیدند زندانت کنند
قصد بر بگرفتن جانت کنند
ای غریب محبس بغدادیان
سالها زندانی آن جانیان
بوالحسن موسای کاظم نام تو
عاقبت زهر جفا در کام تو
سندی شاهک تورا مسموم کرد
شیعه را از فیض تو محروم کرد
دور بودی ازرضا ودخترت
کس نیامد وقت آخر در برت
ای بخود پیچیده از درد جگر
این چنین مرگی برایت شد ظفر
جان غریبانه بدادی چون حسین(ع)
پیکرت مدفون شده در کاظمین
قسمت ما کن که زوارت شویم
روز مرگ تو عزادارت شویم

شاعر : اسماعیل تقوایی


X