علی اکبر
ای علی جان زغم هجر تو من پیرشدم
در کنار بدنت زار وزمین گیر شدم
پاره پاره بدنت را به عبا جمع کنم
دیدم این حال تو از زندگیم سیر شدم
داغ تو سخت بود بر پدر تنهایت
شده بیچاره وتسلیم به تقدیر شدم
اشک ریزم ز برای تو عدو می بیند
خنده اش دیده وهجران زده دلگیر شدم
آیه ی عجز پدرهای جوان مرده منم
که سر پیکر تو آمده تفسیر شدم
کمرم درد گرفت قدرت استادن نیست
چاره این گشت مرا،تکیه به شمشیر شدم
از غمت بر سر نعش تو چو آتش گشتم
بعد، افتاده به هر خیمه وتکثیر شدم
قوتی نیست به زانو که ترا خیمه برم
برزمین از غم هجران تو زنجیر شدم

شاعر : اسماعیل تقوایی


X