وای از آن شام بلا وای از آن جور وجفا
وای از آن جسارتی که شد به آل مصطفی
زسوی کوفه آمده قافله ی حسینیان
گشته پذیرای همه سنگ زروی بامها
سر شهیدان خدا که روی نیزه ها بود
بیشتر از همه شده هدف زسوی سنگها
حضرت سجاد بود خون به دل از جفایشان
بسکه زسوی شامیان شنیده حرف ناسزا
قافله صاحب عزا شام به کار هلهله
شادیشان شرر زند به قلب آل مرتضی
به محلس می یزید سر حسین(ع)به تشت زر
به راس انورش زند ضربه ی خیزر از جفا
بگفت زینبش مزن ضربه به آن لب ودهان
که بوده جای بوسه ی همیشگی مصطفی(ص)
طمع نمود یک لعین به دختری زآل حق
خروش کرد زینب و خموش دشمن خدا
شکسته شد زخطبه ها ابهت یزیدیان
به عالم وبه عالمه دوصد درود ومرحبا
شاعر:اسماعیل تقوایی


دسته ها :
X