ای خانه تکانی

در آخر هر سال نصیب همگانی، ای خانه تکانی
 آسیب تن و لطمه جانانه به جانی، ای خانه تکانی

هر چند نویدی به بهاران پر از گل
 بر جمله مردان تومثالی ز خزانی، ای خانه تکانی

آیی و بشویم ز خانه در و دیوار
 کف ساب زمینم نهانی و عیانی، ای خانه تکانی

پارو بکشم فرش کف آلوده ی خود را
 طوری که نماند به تنم تاب و توانی، ای خانه تکانی

بر کول بگیرم همه فرشی که بشستم
 بر بام برم با روش بار کشانی، ای خانه تکانی

بانوی عزیزم بدهد اُرد فراوان
 فرتوت ز دستش بشوم عین جوانی، ای خانه تکانی

با زحمت خود باز کنم پرده ز دیوار
 هنگام فرودم نبود خط امانی، ای خانه تکانی

بانو بکند جمع لوازم که فروشم
 باید که کنم جایگزینش به گرانی، ای خانه تکانی

نقاشی هر خانه لزومی ز وجودت
 زین کار تو جانم به لبانم برسانی، ای خانه تکانی

گر آخر اسفند نماند اثر از من
 وُراث بدانند که تو عامل آنی، ای خانه تکانی

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه

X