شهادت امام سجاد تسلیت باد

چه داغها که ندیدم چه رنجها نکشیدم
میان بستر بیماریم زغصه خمیدم

توان نبود به پیکر روم به یاری بابا
دمی که داد غریبی زسوی او بشنیدم

چه سخت بود شنیدم صدای ناله عمه
در آن زمان که جدا گشت راس باب شهیدم

ز ناتوانی خود در زمان حمله به خیمه
عرق شدم،زخجالت به روی خاک چکیدم

به شام روز دهم در میان خیمه  ی سوزان
نماز خوف بخواندم زخوف خصم پلیدم

به روی ناقه عریان فتاده در غل وزنجیر
نخست طعم اسارت ،به عمر خویش چشیدم

چه روزهای تباهی به شام قسمت ما شد
که من زمانه سختی چو آن زمانه ندیدم

هر آنچه سختی دوران هر آنچه آمده بر سر
چو بوده در ره یزدان به جان خویش خریدم

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه

X