بازآ
ز پس پرده ی غیبت بدر آ
رخ خود را بنما یا مولا

دیده منتظران مانده براه
ای که نوری تو به چشمان، باز آ

بس بود هجر تو ای جان جهان
وصل را قسمت عشاق نما

یوسف فاطمه کن مرحمتی
سوی کنعان دل ما تو بیا

ماهمه عاشق دیدار توایم
کی شودوقت ظهورت آقا

جمعه ها می رود ومی آید
سهم ما نیست دمی سیر لقا

تا نمردیم زهجران رخت
پس بزن پرده غیبت جانا

شاعر :اسماعیل تقوایی




X