بهار جانها
آه ای بهار جانها کی غیبتت سرآید
هجران روی ماهت پس کی به آخر آید

چشمان عاشقانت هر جمعه مانده بر ره
دلها در اشتیاقت شاید که دلبر آید

جان داده منتظرها باحسرت وندیدند
بریاری ضعیفان آن دادگستر آید

تو یوسف زمانی، چشمان ما چویعقوب
گریان همه شب وروز،تا یار محضر آید

مولای غایب ما عجل علی ظهورک
بازآ که شیعیان را آقا وسرور آید

سردار آخرینی برلشگر خدایی
در انتظار لشگر، فرزند حیدر آید

شاعر:اسماعیل تقوایی













X