یا باقر العلوم(ع)
راحتم کردی توای زهر جفا
ازغم واندوه دشت کربلا

باقرم ابن علی بن الحسین
کودکی بودم به دشت نینوا

شاهد غمهای زینب بوده ام
دیده ام صبرش به طوفان بلا

جنگ سخت ونابرابر دیده ام
بین سربازان شیطان وخدا

اکبری دیدم به میدان می رود
جد مظلومم پریشان در قفا

دیده ام ماه بنی هاشم عمو
پیکرش افتاده از دستان جدا

دیده ام قاسم گل باغ حسن
گشت زیر سم اسبانی فدا

دیده ام من کودکانی مردوار
جان فدا کردند در راه خدا

دیده ام جد غریبم بی سر است
دیده ام ببریدن سر از قفا

می دویدم درغروبی جانگداز
اینسو وآنسو زدست اشقیا

آه وصد افسوس کودک بودم و
جان بدر بردم زآن ماتمسرا

با شهیدان کاش همره می شدم
کاش می رفتم تا دار بقا

ماندم اما تآخر عمرم شدم
با پدر بر درد هجران مبتلا

ازتو ممنونم ای زهر جفا
شد به پایان هجر شاه سرجدا

شعر:اسماعیل تقوایی
X