ای قوم به حج رفته کجایید کجایید         معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار    در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی​صورت معشوق ببینید   هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید        یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتید       از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت       یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد       افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 

در احادیث متواتری از طریق«شیعه و سنی» آمده است که ازدواج واقعی علی با فاطمه در آسمان چهارم از طرف خدا صورت پذیرفت،و «جبرئیل» امین این تزویج «نور با نور» را به پیامبر خدا رسانید،و به آن حضرت اعلان کرد:من مأمورم نور را با نور تزویج نمایم،و آنان علی و فاطمه می باشند.

آری پیوند مقّدس دو قلب معصوم (علی و زهرا) پیوند الهی و آسمانی بود،و بدین جهت نبیّ اعظم و فرزندان معصوم آن بزرگوار می فرمودند:اگر «علی (ع) » نبود کفو و همتایی بر روی زمین از زمان آدم(ع) به بعد برای «فاطمه» پیدا نمی شد!!و در برابر تمام خواستگاران «فاطمه زهرا» از سوی رسول خدا اعلان می شد:«من هم مثل شما بنده و مخلوق الهی هستم،از شما زن می گیرم و به شما زن می دهم،و لکن امر فاطمه با خدا است،و ازدواج او آسمانی می باشد.

تمام این پیام ها به گوش علی(ع) رسید،و پیغام الهی نیز به او ابلاغ گردید،ولی از نظر ظاهری و «تشریعی» نیز لازم بود مراسم ازدواج و خواستگاری و اجرای «عقد و خطبه» به طور مرسوم انجام پذیرد،و لذا امیر مؤمنان رهسپار خانه قلب عالم امکان شد،و در گوشه ای نشست،و تمام حقایق و خواسته های دل با زبان بی زبانی روشن گردید.

رسول خدا فرمود:یا علی!گویا سخنی داری؟و می خواهی فاطمه را برای خویش خواستگاری نمائی؟البتّه بدان که سایر مردم در مورد دخترم خیلی مراجعه نموده،و چون جواب منفی شنیده اند،ناراحت گشته و مرا عتاب نموده اند!! ولی نگران مباش،من هم اکنون به پیش زهرا رفته،و از طرف تو به مذاکره با وی می پردازم.
پیامبر اسلام وارد اتاق دخترش فاطمه شد،و پیغام علی را رسانید،این بار فاطمه بر خلاف گذشته ها که درمورد سایر خوستگاران چهره اش را به عنوان نارضایتی برمی گردانید،سخنی نگفت:و به عنوان رضایت خاطر سکوت کرد،و رسول گرامی اسلام «تکبیر» گویان از نزد فاطمه خارج گشته،و رضایت و موافقت دخترش را اعلان فرمود.

به همین کیفیت از نظر تکوینی و تشریعی ازدواج دو نور صورت پذیرفت و یک فضیلت و منقبتی بر مناقب مولای متّقیان افزوده شد،تا جایی که دوست و دشمن نمی توانستند این حقیقت را منکر شوند،و ازدواج زهرا با علی(ع) را یکی از افتخارات بزرگ آن حضرت می شمردند.... .

از این احادیث و سیره رسول خدا و امیر المؤمنین در مورد خواستگاری از فاطمه زهرا (س) نتیجه می گیریم که کلّیه خواستگاری های ما باید خیلی بی آلایش و همراه با صداقت و صفا و دوستانه صورت گیرد،و بدون تکلّف و همراه با محبّت و احترام طرفینی پایان پذیرد   منبع:سایت ازدواج

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یک مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در کوی سکّه الموالی به منزل یکی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت. او در زیرزمین آن خانه به سر می‌برد و کمتر خارج می‌شد، روزها را روزه می‌گرفت و شبها به عبادت و تهجّد می‌پرداخت، تعداد کمی از شیعیان او را می‌شناختند و از حضورش در ری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می‌شتافتند، امّا می‌کوشیدند که این خبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نکند.

پس از مدّتی، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه‌اش محلّ رفت و آمد شیعیان شد، نزد او می‌آمدند و از علوم و روایاتش بهره می‌گرفتند و عطر خاندان عصمت علیهم السّلام را از او می‌بوئیدند و او را یادگاری از امامان خویش می‌دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می‌کردند.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی به مسایل شرعی و حلّ مشکلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأکید، هم گویای مقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می‌رساند که وی از طرف حضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه، وکالت و نمایندگی داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می‌دانستند و در مسایل دینی و دنیوی، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمرکز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.

روزهای پایانی عمر پربرکت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود، آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت در آستانه محرومیّت از وجود پربرکت این سیّد کریم قرارگرفته بودند، اندوه مصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاکمیت عبّاسیان برایش دردی جانکاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یک رویای صادقانه حوادث آینده را ترسیم کرد: یکی از شیعیان پاکدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیه وآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  به او فرمود: فردا یکی از فرزندانم در محلّه سکّه المولی چشم از جهان فرو می‌بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می‌برند و نزدیک درخت سیب به خاک می‌سپارند.

سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یکی از فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار که خود نیز خوابی همانند خوابِ او را دیده بود، به رمز و راز غیبی این دو خواب پی برد و برای اینکه در این افتخار، بهره‌ای داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف کرد تا بزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود

همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست. خبر درگذشت این نواده رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم  دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه‌های سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام گریان و مویه کنان گرد آمدند؛ پیکر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخی مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن او کاغذی یافتند که نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیکر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوی باغ عبدالجبّار تشییع کردند و پیکر مطهّرش را در کنار همان درخت سیب که رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم به آن شخص اشاره کرده بود، دفن کردند تا پاره‌ای از عترت مصطفی صلّی الله علیه وآله و سلّم در این باره به امانت بماند و نورافشانی کند و دلباختگان خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم از مزار این ولیّ خدا فیض ببرند.

برگرفته از پایگاه آستان مقدس حضرت عبدالعظیم

امیر سرتیپ دوم احمد محمدی فر گفت؛ آمار قتل های ناموسی، ضداخلاقی و ضدارزشی اگر چه نسبت به سال گذشته رشد محسوسی نداشته، اما آمار قابل توجهی را به خود اختصاص داده است. طی هفت ماه گذشته 50 فقره قتل در این زمینه اتفاق افتاده و افزایش آن مشابه روند سال گذشته است.

وی با اشاره به علل قتل های خانوادگی گفت؛ جامعه ارزشی نسبت به وقوع این قتل ها حساس است. علل و عوامل مختلفی چون اعتیاد، مسائل اقتصادی، طلاق، مسائل خانوادگی و خیانت در این جنایت ها تاثیرگذار هستند. جانشین پلیس آگاهی گفت؛ قتل های ناموسی و خیانت هنوز به مرز هشدار نرسیده است اما برای جلوگیری از افزایش آن باید چاره اندیشی کرد.

پلیس آگاهی در این زمینه اطلاعات و تجزیه و تحلیل های لازم را به سازمان های ذی ربط ارائه می دهد. همچنین با ارگان های آموزشی، فرهنگی، پرورشی و... ارتباط داریم و موارد لازم را به آنها اطلاع می دهیم.

محمدی فر گفت؛ هر قتل ناموسی و ضداخلاقی یک هشدار است و مسوولان باید نگران باشند و مانع از افزایش این قتل ها شوند

منبع:بازیاب

دسته ها : اخبار

 

بنده ام بنده ولای توام /عاشق صحن باصفای توام/تو جوادی و من گدای توام/یا جوادالائمه ادرکنی/قامتم خم شده زبار بلا/حاجتم باشد از تو یا مولا/نجف وکاظمین وکرب وبلا/یا جوادالائمه ادرکنی/سائلم سائلم جوابم ده/تشنه جام وصلم آبم ده/چشم گریان،دل کبابم ده/یا جوادالائمه ادرکنی/ای تو را یار بی وفا کشته/با لب تشنه از جفا کشته/با چنان پاکی وصفا کشته/یا جوادالائمه ادرکنی/ای که اززهرخون شده جگرت/به تو جد ومادر وپدرت/من بیچاره را مران زدرت/یا جواد الائمه ادرکنی 
شهر ری از قدیمی ترین شهرهای جهان است و در طول تاریخ نامهای متعددی داشته است . در دوبخش از کتاب تورات به نامهای راگو وراگس و در اوستا با نام راگا از آن نام برده شده است .در عهد قبل از اسلام اعراب ری را ارازی می گفته اند و پس از اسلام در کتب تاریخ و جغرافیا ی عرب زبان به نام ری از آن یاد شده است و این نامی است که تاکنون نیز برروی آن باقی مانده است .آنچه مسلم است ری قدیم از بزرگترین شهرهای عهد باستان بوده است .درخصوص بنای نخستین آن روایت های متعددی وجود دارد بعضی بنای ری را به شیث پیامبر فرزند حضرت آدم (ع) نسبت داده اند و برخی فرزند حضرت نوح (ع) که روی یا ازرای نام داشته منشعب می دانند . به هر تقدیر روایتها برای اثبات این مطلب کافی است ری قدمتی فراتر از تاریخ دارد قدمتی که بر اساس سفالهایی که باستان شناسان در ری یافته اند به سالهای 4000 تا 6000 قبل از میلاد می رسد .گفته می شود ساکنین اولیه ری اقوام آریایی بودند که به ایران مهاجرت کردند . دلیل یا دلایل مهاجرت آریایی ها  و نیز تاریخ مهاجرت آنها هنوز به درستی معلوم نیست .
X