یا جواد الائمه ادرکنی
یا شفیع القیامه ادرکنی
خون شد از غم دل خدا جویم
درد بسیار و نیست  دارویم
می فشانم سرشک و می گویم
یا جواد الائمه ادرکنی
سینه ای پر شرار دارم من
دل و جانی فکار دارم من
ز جهان با تو کار دارم من
یا جواد الائمه ادرکنی
روزگارم ز غم تباه شده
قلبم از معصیت سیاه شده
راه منتهی به چاه شده
یا جواد الائمه ادرکنی
خسته و دلشکسته و زارم
گره افتاده است در کارم
جز به کویت کی پناه آرم
یا جواد الائمه ادرکنی
ای که روح عبادتی ما را
عذر خواه قیامتی ما را
جان زهرا «سلام الله علیها» عنایتی ما را
یا جواد الائمه ادرکنی
تشنه ام ، تشنه بر من آب بده
گنهم را ببر ثواب بده
به گدای درت جواب بده
یا جواد الائمه ادرکنی
عزت عالمین می خواهم
سفر کاظمین می خواهم
طوف قبر حسین «علیه اسلام» می خواهم         
یا جواد الائمه ادرکنی
من که چون شمع بر فروخته ام
از غم غربت تو سوخته ام
چشم بر رحمت تو دوخته ام
یا جواد الائمه ادرکنی
همسرت کرد نامراد تو را
ساخت مسموم از عناد تو را
ای که خوانده ، پدر جواد تو را
یا جواد الائمه ادرکنی
بنده ام ، بندۀ ولای تو ام      
عاشق صحن با صفای تو ام
تو جوادی و من گدای تو ام
یا جواد الائمه ادرکنی
قامت خم شده ز بار بلا
حاجتم با شد از تو یا مولا
نجف و کاظمین و کرببلا
یا جواد الائمه ادرکنی
ای که از زهر خود شده جگرت
به تو و جدّ و مادر و پدرت
من بیچاره را مران ز درت
یا جواد الائمه ادرکنی
سائلم سائلم جوابم بده
تشنۀ جام وصلم آبم بده
چشم گریان دل کبابم بده
یا جواد الائمه ادرکنی
به علیّ و به مادرت زهرا «سلام الله علیها»
به امامانُ به حرمت شهدا
دست خالی نمی روم ابدا
یا جواد الائمه ادرکنی
ای تو را یار بی وفا کشته
با لبت تشنه از جفا کشته
با چنان پاکی و صفا کشته
یا جواد الائمه ادرکنی
بسته با دست فتنه راه تو شد
همه جا پر ز سوز آه تو شد
حجرۀ بسته قتلگاه تو شد
یا جواد الائمه ادرکنی
مانده بر بام جسم بی کفنت
مرغ ها ناله زن به گرد تنت
سایه کردند بر روی بدنت
یا جواد الائمه ادرکنی

لرزه بر جان اهل دین افتاد
شعله بر قلب مسلمین افتاد
تنت از بام بر زمین افتاد
یا جواد الائمه ادرکنی
شاعر؟؟
دسته ها :


چشمه‌علی یکاز نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهرری به شمار می‌رود که در جنوب تهران وشمال شهرری ، منطقه ۲۰ شهرداری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه ، برج طغرل ، دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بودهاست که احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان علی به چشمه على معروف شد.نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه‌های سرخ رنگ با نقش‌های سیاه یا قهوه‌ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد.

در کنار چشمه، تپه‌ای است که در کاوش سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۵ خ به رهبری اریکاشمیت که برای موزه هنرهای زیبای بوستون و فیلادلفیا در آمریکا انجام شد، از آن آثاری به دست آمده است. اریک اشمیت بیشتر از شش صد متر مربع از محوطهچشمه‌على را طى سه فصل متوالى بین سالهاى ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۵ خ کاوید قدیمی‌ترینشواهد موجود در این منطقه که به اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد بر می‌گردد. نتیجه آن کشف سه دوره مهم فرهنگى، شامل لایه‌ها و آثار دوره‌های‌اسلامى، اشکانى و پیش از تاریخ بود. هزاران قطعه از اشیایى که اشمیت در چشمه‌على یافته بود، امروزه در موزه‌ها و دانشگاههاى آمریکا و بخشکوچکى از آنها نیز در موزه ایران‌باستان نگهدارى می‌شود. با درگذشت اریک اشمیت، مطالعات وى ناقص ماند و چون رموز شماره‌گذارى آثار مکشوفه را فقط خود او می‌دانست، تاکنون کسى موفق به مطالعه آنها نشده و تنها چند گزارش خبرى در این‌باره از وى باقی‌مانده است. در ۱۳۷۷ خ، گروهی از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، دانشگاه تهران و دانشگاه برادفورد، تپه چشمه‌على را با هدف تاریخ‌گذارى لایه‌هاى باستانى آن حفارى کرد. ترانشه‌هایى در ابعاد ۲ متر در ۵ متر در شرق و غرب تپه ایجاد شد و تا عمق ۱۰ مترى، آثار فرهنگى هزاره‌هاى ششم، پنجم و اوایل چهارم پیش از میلاد مشخصگردید. از لحاظ زمانى تپه فعلى چشمه‌على مربوط به دوره‌هاى فرهنگى نوسنگى،کالکولتیک انتقالی و کالکولتیک قدیم است.این محل در هزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره از هزاره دوم مسکونی و آباد گشت.آثاری از عهد پارت‌ها (حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی)، ساسانی‌ها و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است.به استناد روایت‌هایمختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد.



دسته ها : تاریخی
ازپس پرده برون آ ،ای نگار پرده پوشم
تا ببینی من چسان ازهجردرجوش وخروشم
حسرت دیدار رویت مانده براین قلب خسته
گرنیایی می رود از سر تمام عقل وهوشم
من هوایی گشته سرگردان به صحرای جدایی
ازسراب چشمه نوشین وصلت آب نوشم
دربیابان کوی وبرزن می دوم غمگین وخسته
همدم مردان فقر وعاشقان ژنده پوشم
همچو مجنون بیقرارم آه ای لیلا نگارم
ظرف من بشکن بیاید نغمه میلت بگوشم
تاکه جان ازکف ندادم مژده وصلت رسانم
در ره وصل تو جانا ازدل وجان سخت کوشم
اسماعیل تقوایی
سلام

نشود ناطقه اش لال به هنگام ممات
هر زبانی که فرستد به محمد صلوات


اللهم صل علی محمد وآل محمد

ذیقعده به آخر شد وعمر تو به آخر
ای مظهر جود وکرم جمله امامان

همچون حسن بن علی(ع)آن اصل کرامت
سم داد به تو همسر مکاره ی شیطان

گشتی به جوانی تو شهید ره اسلام
همچون علی اکبر پسر شاه شهبدان

تو ابن رضایی وتقی یی وجوادی
سوگ تو بود سخت به مولای خراسان

می سوخت دلت از اثر زهر هلاهل
با یاد پدر چشم تو گردید در افشان

در کرببلا دربر اکبر پدر آمد
اما تو غریبانه گذشتی زسر وجان

در روز عزایت بکنم قصد زیارت
تقدیم کنم تسلیتم شاه خراسان

شاعر : اسماعیل تقوایی

سوریان قربانی تغییرات داوری شد

حمید سوریان پرافتخارترین کشتی گیر کاروان ایران در دور اول با قرعه استراحت روبرو شد و دور دوم را طوفانی آغاز کرد. وی توانست در زمان یک دقیقه و ۲۳ ثانیه، روبیر رودریگوئز ونزوئلایی را با نتیجه ۸ بر صفر شکست دهد و برای تمامی رقبا خط و نشان بکشد. اما خبر نداشت که اتفاقات عجیب و ناگوار زیادی در انتظار اوست.


سوریاندر دور سوم هم از حریف فنلاندی خود ابتدا ۵ بر صفر جلو افتاد و در نهایت او را ضربه فنی کرد تا با روحیه ای مضاعف راهی یک چهارم نهایی شود اما در این دیدار مقابل روشن بایراموف نایب قهرمان المپیک و قهرمان جهان از آذربایجان گرفتار ناداوری و همچنین اسیر برخی تغییرات قوانین شد که داوران را مجاز به سختگیری بیشتر می کند.


وی در حالی که از لحاظ فنی از حریف پیش بود داوران ابتدا به دلیل ضربه سر زدن یک اخطار بهسوریان و۲ امتیاز به حریف آذربایجانی دادند و در ادامه در حالی که در حال مبارزه عادی بود رئیس تشک یک بار دیگر مسابقه را قطع و به دلیل آنچه ضربه زدن به صورت حریف خواند، سوریان را دیسکالیفه کرد.


بدینترتیب مرد عنوان دار کشتی فرنگی جهان به گروه شانس مجدد رفت تا شاید با کسب مدال برنز بتواند کسب سهمیه کند. سوریان در گروه شانس مجدد هم به نوعی گرفتار عدم کنترل مناسب ذهنی و روحی شد و در حالیکه با نتیجه ۵ بر صفر از یون چول وون از کره‌شمالی پیش بود، در لحظات پایانی با نتیجه ۵ بر ۶ کشتی را باخت و ناباورانه با رقابتها وداع کرد.
تقدیم به همه مادرها

مادرم ای گل زیبای وجود
ای زخشنودی تو حق خشنود
ای که تجمیع صفات نیکی
زیر پای تو بهشت موعود
مادرم تاج سرم ای بانو
ای ترا راحتی من مقصود
مادر ای تکیه گه فرزندان
زاده از شیره جانت مولود
مادر ای مظهر آغوش خدا
بعد حق بر همگانی معبود
مادرم معدن مهری وصفا
در کنارت همه روزم مسعود
گذری ازهمه چیزت مادر
بهر فرزند خودت برتو درود
طول عمرت زخدا می خواهم
عمربی بود تو باشد مردود
شاعر:اسماعیل تقوایی
سلام
شعری از ایرج میرزا

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را

لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

می نوشم و با وی بکنم چاره شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند

زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را
سلام
16 شهر یک روز تاریخیه..
در سال 1352 در چنین روزی 6 گل از دوازه استقلال آن زمان گذشت.
روزی که امیدواریم یکبار دیگر تکرار شود..

یادم آید سالهای رفته را

الخصوص آن روز خاص هفته را

روزی از ایام قبل انقلاب

اهل تهران جملگی در پیچ وتاب

پیچ وتاب بازی خاص وطن

تیم آبی تیم قزمز پیرهن

بازی دربی ما آغاز شد

تا کنون از بهر ما یک راز شد

راز شش گل بهر قرمز حامیان

سهم آبی صفر شد در این میان

لفظ شش تایی از آن پس باب شد

اهل قرمز را شعاری ناب شد
سلام
امروز 23ذیقعده روز زیارتی مخصوص آقا علی بن موسی الرضاست..
ایشاا...قسمتتون بشه در چنین روزی در کنار صحن وسرای باصفاش باشید..
شعری زیبا از شاعر اهل بیت حسان چایچیان تقدیم شما:


آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست / شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع / گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین منند / بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من / با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی / جمله حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان» / از تو اگر هم که نخواهم بده
X