شهادت امام هادی) ع)

روز سوم از رجب شد سامرا غرق عزا
گشت سوگ شیعه واولاد آل مرتضا

شد دهم مهر ولا پنهان به زیر ابر کین
هادی شیعه بشد مسموم از زهر جفا

بود بالین پدر تنها امام عسکری(ع)
واغریبا گو وگریان بود مشغول دعا

زهر کین پاره جگر بنمود مولامان نقی(ع)
خون دل شد با دهانش آخرین دم آشنا

کرد رو سوی مدینه ناله از دل برکشید
یاد زهرا(س) مادرش کرد وعمویش مجتبا(ع)

با دهانی پر زخون نام حسین(ع) آمد به لب
یادش آمد لحظه ی آخر به دشت کربلا

کربلا جان داد فرزندی در آغوش پدر
سامرا، گریان پسر بگرفته بر بابا عزا

تسلیت بادا به مولا حضرت صاحب زمان
از برای جد مظلومش بود صاحب عزا

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه
شب لیله الرغایب

شب لیله الرغایب شب عاشقان بیدل
همه درگه خدا را بشویم همچو سایل

شب استجابتست وشب رحمت الهی
شب آرزوست جانا نشوی زآن تو غافل

تودعانما خودت را وهرآنکه دوست داری
نبود میان بنده و خدایش هیچ حایل
۱
نکنی مرا فراموش در این شب گرامی
به دعایت التماسم، بود ار شوی تو واصل

اسماعیل تقوایی
اول ماه رجب میلاد امام محمد باقر(ع)مبارک باد

روح وریحان آمده خورشید تابان آمده
نوگلی از نسل پیغمبر شکوفان آمده

اول ماه رجب ماه خداوند جلیل
مرغ شادی در مدینه بس غزلخوان آمده

حضرت سجاد باشد شاد از میلاد او
پنجمین ماه ولایت بس فروزان آمده

مادرش دخت حسن(ع)باشد پدر ابن الحسین(ع)
فاطمیون،حیدریون را دل وجان آمده

شد مضاعف شادی بیت علی بن الحسین
چون حسین بن علی در خانه مهمان آمده

نام او باشد محمد علم را باقر شود
آنکه بشکافد تمام علم دوران آمده

داده پیغمبر سلامش نقل از جابر بود
شاهد کرببلا، بر صبر میزان آمده

شیعه در میلاد او غرق سرور وشادمان
روز آغاز رجب با روی خندان آمده

درگه باقر بود درگاه احسان وکرم
سایل درگاه او شو چونکه سلطان آمده

شعر:اسماعیل تقوایی
خلاصه
ماه رجب
ماه رجب ماه خدا آمده

عرش خدایی به ندا آمده

جمله ملائک به سما درخروش

می رسد این الرجبیون بگوش

هر که در این ماه شود روزه دار

اهل بهشتی بود ورستگار

اول مه خانه زین العباد

وزقدم کودک او گشت شاد

کودک  اوحضرت باقر(ع) بود

بر علما رهبر فاخر بود

سوم مه گشته امامی شهید

هادی(ع)شیعه گل باغ امید

روز دهم آمده دنیا جواد(ع)

ابن رضا(ع)رهبر نیکو نهاد

سیزده ماه رجب شیر حق

روح عدالتگر وشمشیر حق

آنکه بود نام نکویش علی(ع)

عشق پیمبر وخدا را ولی

کعبه شرف یافت به میلاد او

ماه رجب پر شده با یاد او

پانزدهم دیده ما پر نم است

زینب مظلومه رها از غم است

در مه خون جام بلا سرکشید

ماه خدا سوی خدا پر کشید

بیست وپنجم غم ما لازم است

چونکه شهید ره حق کاظم (ع)است

مبعث طه(ص)که زاعیاد ماست

بیست وهفتم ز رجب یاد ماست

روز نمایانی دین خداست

در همه جا جشن خدایی بپاست

الغرض این ماه چو پایان رسد

وقت شکوفایی شعبان رسد

اسماعیل تقوایی
چه خوش است

چه خوش است دربهاران به میان لاله زاران
بنشتن وشنیدن نغماتی از هزاران

نظری به ژاله کردن که نشسته روی گلها
دل وجان صفا بدادن به صدای جویباران

چه خوش است نوبهاری به کنار گلعذاری
به میان باغ رفتن به گه شکوفه باران

چه خوش است با پرستو همه جا سرک کشیدن
طیران شاپرکها به فراز سبزه زاران

چه خوشا بهار وباران که زآسمان بریزد
فوران نهرها وغلیان چشمه ساران

چه خوشا قبای سبزی که به تن کندطبیعت
چه خوشا بهار جانها وحیات روزگاران

اسماعیل تقوایی

دسته ها : من نوشته
یکبار دگر بهار آمده است

سرمستی لاله زار آمده است

بلبل به نوای بس طرب انگیز

در صحنه ی سبزه زار آمده است

هر غنچه به هر طرف که می بینی

بشکفته همی به بار آمده است

گرمی هوا دوباره بر گردد

سردی هوا نزار آمده است

از آب به گوش جان نوایی خوش

از چشمه ی کوهسار آمده است

خورشید به روی باز می خندد

هر صبح چه بیقرار آمده است

هر رستنی از خاک بر آرد سر

بر دشت ودمن نگار آمده است

جولانگه قاصدک شود هر جا

آواز دهد بهار آمده است

اسفند برفته فرودین گردد

نوروز به روز گار آمده است

اسماعیل تقوایی
 
چند لحظه قبل 0  
X