یا حسین مظلوم(ع)

ز خردی کربلا را دوست دارم
حسین سر جدا را دوست دارم

جنون عشق او را مبتلایم
ومن این ابتلارا دوست دارم

محرم ماه ماتم ماه شور است
من این شور وعزا را دوست دارم

قسم بر خون سالار شهیدان
حسین خون خدا را دوست دارم

عجب بین الحرم دل می رباید
حریم دلربا را دوست دارم

صفا گیرد دلم در هیئت او
به هیئت این صفارادوست دارم

کند از زائران مشکل گشایی
شه مشکل گشا را دوست دارم

ضریح مرقدش شش گوشه دارد
یکایک گوشه ها را دوست دارم

خوشا شور ونوا در کربلایش
بس این شور ونوا را دوست دارم

حریمش ملجاء عشاق زار است
در آنجا التجا را دوست دارم

بود ذکر دلم تا آخر عمر
حسین و کربلا را دوست دارم

شاعر:اسماعیل تقوایی




یا حیدر کرار

از کودکیم عشق علی بوده مرامم
با ذکر علی طی شده از صبح به شامم

حبش زبرایم مثل حبه ی قند است
شیرینی مهرش شده شیرینی کامم

زانگه که به این دار جهان دیده گشودم
مولایم علی بوده واو را چو غلامم

چون نوکریش گشنه نصیب من مسکین
در بین مقامات بلند است مقامم

بی مهر علی درد وغم ورنج فزون است
با مهر علی جور بود عیش مدامم

شادابم وسر زنده ام هر گاه که آید
بوی خوش نیکوی غدیرش به مشامم

تا آخر عمرم به همه فخر فروشم
مأمومم و مولایم علی هست امامم


من حیدریم روز وشبم تآخر عمرم
هم بر علی وآل علی هست سلامم

جانم بفدای علی وآل علی باد
اینست به خصم علی وآل پیامم

شاعر:اسماعیل تقوایی

یا ثامن الحجج

ای آنکه بر بی پناهان همواره پشت وپناهی
بر نوکر بی پناهت یکدم نگاهی نگاهی

تصویر زیبای ذهنم صحن وسرایت رضاجان
به به چه گنبد طلا وگلدسته وبارگاهی

این دل شده ای حبیبا تنگ زیارت دوباره
خواهد بیاید گدایی پابوس درگاه شاهی

هر گه نماند برایم مولای من راه چاره
ای ملجا نا امیدان تو آخرین چاره راهی

شمس الشموس خراسان ایران رهین وجودت
هرشیعه ای را به دنیا تو بهترین تکیه گاهی

ای هشمین ماه زیبا در آسمان امامت
در بین زوارت آقا هستم چنان پر کاهی

مولا طلب کن بیایم سر بر ضریحت گذارم
شاید بیابم میان عشاق تو جایگاهی

شاعر:اسماعیل تقوایی






یا مهدی(ع)

ای به ما نزدیک وما لیک از تو دور
ما همه ظلمت تویی دریای نور

سالها چشمان به راهت مانده است
بس بود دیگر، از این ره کن عبور

گر که مولا باب میلت نیستیم
مهدیا بر ما ببخشا این قصور

نیست دیگر طاقت هجرانمان
غیبتت پایان بده، بنما ظهور

مصلح عالم، امید بیکسان
در کف تو باشد اصلاح امور

وعده ی حق را محقق می کنی
می کنی میدان بدر اصحاب زور

حجت اللهی امام آخری
می شوی بر شیعه اسباب غرور

پرده از رخ گر که برداری شود
قلب هر مستضعفی غرق سرور

العجل یا حجت بن العسکری
رحم کن بر این مریدان صبور

شاعر:اسماعیل تقوایی





یا امام رضا
دهه ی دوم ذیقعده شروعش زیباست
زاد روز گلی از نسل علی(ع) وزهراست(س)

چشم دل بازکن وشهر مدینه بنگر
خانه ی حضرت کاظم طرب وجشن بپاست

عرشیان وهمه ی اهل زمین شادانند
بر لب جمله ی آنها فتبارک به نواست

بوسه ها نجمه زند بر سر وروی پسرش
پدرش خنده زنان شاکر درگاه خداست

آمده تا که شود جای نشین پدرش
او ولیعهد شه هفتم درگاه ولاست

سومین نام علی بین امامان باشد
حجت هشتم حق بر همه ی ارض وسماست

او پسندیده ی خالق بود و خلق ورسول
زین جهت نام شریفش مزین به رضاست

نقل از حضرت صادق شده در باره ی او
عالم آل رسولست و به دانش دریاست

ای خوشا موسم میلاد وکنار حرمش
حرمش غرق سرورست وبهشتی ماواست

ای خوشا گوش به نقاره سپردن آنگه
که طربناک به میلاد رضا غرق نواست

ای خوشا دیدن آن خیل عظیم زایر
که به لبهای همه بهر رضا ذکر ثناست

ای خوشا دیدن آن پنجره ی فولادش
دیدن زایر بیمار که دنبال شفاست

ای خوشا نوش زسرچشمه ی سقاخانه
جرعه ای آب که یادآوری آب بقاست

ای خوشا ولوله ی شادی عشاق رضا
که قلوب همگی از غم واندوه رهاست

ای خوشا روشنی چشم به انوار رخی
که پس پرده بود دیدن رویش رویاست

شاعر : اسماعیل تقوایی

جان حضرت کاظم
یازده بگذشته از ذیقعده جانان آمده
بر تن موسای کاظم گوییا جان آمده

شهر پیغمبر مدینه نور افشانی شده
در شب تاریک شیعه مهر رخشان آمده

آمده زیبا پسر از نسل پاک مرتضی
جانشین حضرت کاظم به میدان آمده

درزمین وآسمان جشن وطرب بر پا شده
نجمه را در گهر باری به دامان آمده

شیعیان را آمده مولای هشتم در وجود
عالم آل پیمبر روح ایمان آمده

نام او باشد علی وکنیه اش باشد رضا
در خزان شیعه امید بهاران آمده

از مدینه آفتاب شرق ایران سرزده
افتخاری در جهان ازبهر ایران آمده

بر کریمان آمده مولا وارباب کرم
ای گدایان مژده سلطان خراسان آمده

آمده سکنی گزیند در دژ توحید او
اصل آغازین دین را شرط ومیزان آمده

آهوان را نیست باکی دیگر از صیاد ها
ضامن پرمهر آهوی بیابان آمده

جمله بیماران دخیل آن پر قنداقه اش
چون مسیح فاطمه از بهر درمان آمده

زایرینش را دهد پاسخ به وقت مقتضی
ضامن هر شیعه در درگاه یزدان آمده

خشکسالی خراسان هم به پایان می رسد
آنکه آید با دعایش سخت باران آمده

البشاره برکسی که حج بر او مقدور نیست
آنکه آسان می کند حج فقیران آمده

مشهد او روز میلادش تماشایی بود
اهل عالم بهرتبریکش فراوان آمده

کفتران قوقوی شادی در حرم سر می دهند
نوکر نقاره زن شادان وخندان آمده

ای خوشا مشهد شود کنعان وما بینیم که
یوسف گم گشته ی زهرا به کنعان آمده

شاعر : اسماعیل تقوایی

یا علی بن موسی الرضا

شد مه ذیقعده تنم جان گرفت
فصل دلم رنگ بهاران گرفت
مرغ دلم پر زد وشادی کنان
برلب خود ذکر رضا جان گرفت

یازده ماه چو آغاز شد
پنجره ای رو به دلم باز شد

چشم دلم دید که دردانه ای
لطف وصفا داده به یک خانه ای
خانه شده محفل شادی وشور
باز شده غنچه به گلخانه ای

حضرت کاظم که بود باغبان
هست زبشکفتن گل شادمان

جن وملک آمده شادی کنان
بهر نظر بر رخ مولود جان
عرش خدا شاد زمیلاد او
گشته پر از نور خدا آسمان

ذکر تبارک به فضا پخش شد
بر همه جا نام رضا نقش شد

اختر هشتم ز ولایت رسید
اهل ولا را شده وقتی سعید
عالم آل علی است این علی
روح کرم باشد وباب امید

مرقد او خاک خراسان بود
بارگهش مامن ایران بود

زاد گهش مرغ دلم پر زند
مشهد همچون ارمش سر زند
همچو گدایان دگر اشکبار
درگه سلطانی او در زند

ناله کنم شاه پناهم بده
راه نماندست تو راهم بده

همچو کبوتر شده قو قو کنم
مامن خود گنبد دلجو کنم
یا که چوآهو بشوم صید دام
خواهشی از ضامن آهو کنم

ضامن آهو نجاتم بده
کرببلا را تو براتم بده

مشهد ومیلاد رضا(ع)خوش بود
دیدن آن نور سرا خوش بود
همره عشاق فراوان او
شادی وابراز ثنا خوش بود

کاش که میلاد مه هشتمین
قسمت هرشیعه شود اینچنین


شاعر:اسماعیل تقوایی
X