فاطمیه
فاطمیه دل بسوزد در عزای فاطمه
فاطمیه جان هر شیعه فدای فاطمه

فاطمیه قصه سیلی نامردی پلید
بین کوچه بر عذار حق نمای فاطمه

فاطمیه قصه مظلومی مولا حسن
آنزمانی که به کوچه شد عصای فاطمه

فاطمیه قصه جور وجفا بر کوثر است
قصه مسمار،آتش،ناله های فاطمه

فاطمیه قصه مظلومی یک شوهر است
ریزش اشک علی در پیش پای فاطمه

فاطمیه قصه زهرا وهجران پدر
آرزوی مرگ در ذکر ودعای فاطمه

فاطمیه قصه بی مادری کودکان
خانه داری کردن زینب به جای فاطمه

فاطمیه قصه غسل وکفن، دفنی غریب
اشک وآه یاور درد آشنای فاطمه

فاطمیه حسرت دیرینه ی هر شیعه ای
حسرت دیدار قبر در خفای فاطمه

فاطمیه داغ دیرینی به روی قلبهاست
کرده دلهای پریشان مبتلای فاطمه

فاطمیه پایه ریز داغهای کربلاست
ختم آن داغ حسین سر جدای فاطمه

شعر :اسماعیل تقوایی

یا زینب کبری(س)

ریحانه ی زهرایی و دردانه ی حیدر
ای آیه ای از کوثر بی مثل پیمبر

از بعد حسین وحسن آن مظهر خوبان
در بیت علی آمده ای چون مه انور

زینب تویی ونام تو یک نام الهی ست
الحق که تویی بر پدرت زینت وزیور

با آمدنت عرش خدا غرق طرب شد
بگشود در رحمت خود حضرت داور

تو دختر انسیه ی حورای بهشتی
شد شهر مدینه ز شمیم تو معطر

آغوش حسین رفتی وآرام گرفتی
یعنی که بود رامش قلب تو برادر

با دیدن تو روی حسن غرق تبسم
شاکر شده از اینکه بود صاحب خواهر

تا دید نبی روی ترا برهمه گفتا
روی تو بود شبه رخ مادر مادر

برهاشمیان عابده هستی وعقیله
برعلم تو میزانی وبر صبر تو مظهر

عشاق حسینی همه از زینبیانند
پر کرده همه از می الطاف توساغر

تو یار حسینت به صف کرببلایی
مجنون حسینی وبر او همره ویاور

میلاد تو شادی به دل شیعه ببخشد
پنجم زجمادی همه را مهر منور

دل در هوس رفتن ودیدار دمشق است
خواهم ز خدا تا که شود زود مقدر

جانم بفدای تو وآن صحن وسرایت
سرداد هرآنکس برهت، هست مظفر

شعر:اسماعیل تقوایی
میلاد حضرت زینب(س)

شادمان باشید زینب(س) آمده
جان زهرا(س)زینت "اب"آمده

پنجم ماه جمادی اول است
در حریم عشق کوکب آمده

سومین فرزند زهرا وعلیست
عرش رحمان را مقرب آمده

برحسین وبرحسن تبریک گو
خواهری دارای منصب آمده

رونقی برمکتب پیغمبرست
بهترین شاگرد مکتب آمده

این عقیله افتخار شیعه است
بانوی رخشان مذهب آمده

حضرت جبریل بر درگاه او
دست بر سینه مودب آمده

آسمان صبر وفضل وعلم را
شمس تابانست،کامشب آمده

مرغ دل در شادی میلاد او
با نواهایی مطرب آمده

شیعه را در اینچنین روز نکو
حمد حق پیوسته بر لب آمده

شعر:اسماعیل تقوایی




یا صاحب الزمان

دیریست دچار غم هجران تو هستم
سامان منی، بیسر وسامان توهستم

ای یوسف گم گشته ی در وادی غیبت
یعقوب صفت مانده به کنعان تو هستم

ای حجت حق، جان جهان، لیلی عالم
درمانده و مجنون پریشان تو هستم

بردار دمی پرده ز آن چهره ی زیبا
مشتاق نظر بر رخ رخشان تو هستم

بیمار توام ای تو طبیب همه عالم
باز آی، که محتاج به درمان تو هستم

مستند همه عالمیان از می عشقت
شادم که در جرگه ی مستان تو هستم

تو بارش رحمانی پایان زمانی
خشکیده زمین،تشنه ی باران تو هستم

گویند ظهور تو بهاران جهان است
من منتظر فصل بهاران تو هستم

شعر:اسماعیل تقوایی







نهم دی فتنه را مقهور کرد

چشمهای خصم دین را کور کرد 

نهم دی شد درخشان روز ما 
چشم حزب ا.. را پر نور کرد

نهم دی بود یک فتح الفتوح 
رهروان رهبری منصور کرد

نهم دی آزمونی بود که 
ملتی رادر جهان مشهور کرد

نهم دی با بصیرت شد عجین 
کور دلها را زملت دور کرد

نهم دی آنزمان خورشید وار 
خاک ایران را سراسرنورکرد

نهم دی بود مشت محکمی 
ناامیدی سهم هر مزدور کرد

نهم دی راه تازه باز شد 
تفرقه از ملت ما دور کرد

بهرما آنروز یوم ا... بود 
مردمی را نزدحق ماجور کرد
 
نهم دی شد غدیر دیگری 
بیعت ما با ولی مقدور کرد

نهم دی از حسین الهام داشت 
هر یزیدی زمان رنجور کرد

بود مهدی ناظری برکار ما 
نهم دی قلب او مسرور کرد

شاعر:اسماعیل تقوایی
نهم دی

روز نهم از دی همگان کوشیدند
مشتی به دهان فتنه گر کوبیدند

عشاق حسین وارد صحنه شدند
از صحنه بساط فتنه را برچیدند

با ذکر حسین حسین ره افتادند
سرها ز زمین بر آسمان ساییدند

آنروز غدیر دیگری پیش آمد
حیدر منشان عیار خود سنجیدند

تجمیع شده سحاب رحمت گشتند
بر خطه ی پر غرور ما باریدند

شد نقشه دشمنان ما نقش بر آب
مردم به حماقت عدو خندیدند

چشمان جهانیان به ایران افتاد
حیران شده وعزت ما را دیدند

شد روز نه از دی به یقین یوم ا...
دستی همه بر حبل خدا یازیدند

آنان که در آن معرکه شرکت کردند
همواره براین کار نکو بالیدند

این رهبر و رهروان آگاه وبصیر
در خاطر تاریخ جهان جاویدند

شعر:اسماعیل تقوایی


تقدیم به رهبر عزیز

زاده ی زهرا(س) وولی خداست
ازهمه اغیار خدا او جداست

در ره دینش نهراسد ز کس
حق طلبان را به جهان مقتداست

شاکر درگاه خداییم ما
خامنه ای رهبر ایران ماست

تا که به مهدی(عج)برساند علم
رهرو خود را به یقین رهنماست

چون شده جانباز به راه خدا
با همه درد وغمشان آشناست

خار به چشم همه ی دشمنان
مایه ی دلگرمی اهل ولاست

ظلم ستیزست ودلیر وبصیر
سیره او چون علی مرتضاست

رهرو پاک پسر فاطمه ست
سید والا وحسینی نماست

ذکر لب روز وشب رهروان
بهر سلامتی رهبر،دعاست

شعر:اسماعیل تقوایی

خلاصه
سالروز وفات حضرت فاطمه ی معصومه(س)تسلیت باد.


رفتی تو از مدینه شدخواهر توتنها
دل شد زسوز هجرت درگیر رنج وغمها

یکسال بی تو برمن بگذشته سخت جانا
هر دم به یاد رویت چشمان من چو دریا

هر روز وشب دمادم ورد لبم رضا بود
در وقت خواب خود هم می دیدمت به رؤیا

عزم سفر نمودم تا که رسم به کویت
اندر پی وصالت بگذشته ام ز صحرا

در بین راه گشتم بیمار ای برادر
رفت از میان عزیزم، امید من به فردا

وصلت نشد میسر، ای وای از غریبی
آثار مرگ باشد در چهره ام هویدا

در حال احتضارم محرم ندارم این دم
یک دم بیا به بالین خواهر بده تسلا

معصومه ی جوانم، خوشحالم ای برادر
قبل از تو جان جانان، من میروم ز دنیا

قسمت نشد ببینم سیمای همچو ماهت
دیدار ما قیامت، جانم فدات آقا

گرکه گذر نمایی بر تربت مزارم
زنده شوم دوباره، معصومه را مسیحا

شعر :اسماعیل تقوایی
خلاصه
سرود میلاد امام عسکری (ع)

زمین وآسمون غرق نوره
مدینه پر از شادی وشوره
امام هادی شده پسردار
برای شیعه وقت سروره
این پسر،این پسر،مثل مه انوره
این پسر،این پسر از همه دل میبره

یا حسن یاحسن..خوش آمدی عسکری۲
___________________________
عرش خدا پر شده زشادی
میگن مبارکه امام هادی
زمین شده براش ستاره بارون
میکنه زمزمه اینو منادی
گوهری دیگه از،گنج ولا اومده
ولی دیگری برا خدا اومده
یا حسن یاحسن....
___________________________
باز داده میوه درخت کوثر
شادی قلب زهرا(س) وحیدر(ع)
جانشین اومد برای هادی(ع)
براش امامت میشه مقدر
یازدهم گل از گلزار امامت حسن
امام شیعه وبحر کرامت حسن
یاحسن....
________________________
امشب شب میلاد نگاره
دلم هوای سامره داره
دلم میخواد خاکشو ببوسم
جایی که مهدی پاشو میذاره
مبارک باشه یاحضرت صاحب زمان
عیدی ما بده دیدن رویت عیان
یاحسن....

اسماعیل تقوایی

شهریار آمد
مژده مژده که شهریار آمد
برامام نقی نگار آمد

شد مدینه منور از نورش
ماه یازده آشکار آمد

عرشیان شادمان زاین میلاد
آنکه دلها کند شکار آمد

جشن میلاد او مدینه بپاست
غم زهر سوی در فرار آمد

نام او نام مجتبی باشد
حسنی در مه بهار امد

چون عمو، هم حسن،هم ابن علیست
وز علی یکه یادگار آمد

روز هشت از ربیع آخر شد
شیعه را لطف کردگار امد

زکی وعسکری وابن رضاست
صاحب علم روزگار آمد

سامرا مفتخر به او گردد
شهر با او به اقتدار آمد

بعد بابا امام شیعه شود
رهبری صاحب اختیار امد

نرگس روم همسرش گردد
پدر آخرین سوار آمد

گو مبارک به مهدیش امروز
شادمان، خنده در عذار آمد

صاحب عصر والزمان باز آ
وقت پایان انتظار آمد

شاعر : اسماعیل تقوایی

X