برق گیرد گرکسی را جان زپیکر می برد
برق چشمان تو جانا می دمد جان را به تن
همچو یوسف دور از کنعان قلبم گشته ای
کاش می کردی مرا مهمان به بوی پیرهن
این دلم را کرده ای زندانی زندان عشق
بی وفا بر این دل دربند گاهی سربزن
درکنار من همیشه چهره در هم می کشی
درکنار دیگران هستی تو شمع انجمن
صبر ایوب نبی را پیشه ی خود می کنم
تا که دل را نرم گردانی وآیی پیش من
اسماعیل تقوایی

تقدیم به مدافعین حرم

خوشا سعادت تو چون مدافع حرمی
به ما تو تاج سری سرفراز ومحترمی
نهاده ای به کفت جان و در ره میهن
چوشرزه شیر بجنگی وخصم هرستمی
دوباره قصه ی زینب دوباره قصه ی شام
برای یاری زینب به دوش تو علمی
کنی تداعی خاطر برای ما عباس
چو در دفاع حرم می زنی همی قدمی
خدا نمی گذرد از کسی که می کوبد
ترا به حربه گفتار و رشحه ی قلمی
خوشا به حال تو زینب شفیعه ات گردد
تو با شفاعت او سربلند در ارمی
شعر:اسماعیل تقوایی

دسته ها :

سلام بر حضرت فاطمه معصومه(س)

سلام بر بانوئی که کریمه ی اهل بیت است..

سلام بر شفیعه ی محشر...

سلام بر بانویی که زیارت مرقدش بهشت را برای زائرش به ارمغان دارد..

سلام بر مولود آغازین روز ماه ذیقعده..

اولین بیت غزل واره ی ذیقعده تویی
نیکی ماه ز این مطلع زیبا پیداست
بهر میلاد تو ای دخت نکوی موسی(ع)
در مدینه به سرای پدرت جشن بپاست
مژده آمدنت حضرت صادق(ع)داده
زین جهت منتظر آمدنت ارض وسماست
مادرت نجمه بیاورده گلی کز بویش
عطر جنت به مشام همه ی اهل ولاست
عرشیان شاد زمیلاد تو غرق شعفند
فرشی از گل به زمین زیر قدومت برپاست
یک برادر شده مسرور که خواهز آمد
راضی از آمدنت ای گل معصوم رضاست
وه چه نامی به تو بگذاشت پدر،فاطمه ای
علم وعصمت به در خانه تو همچو گداست
باز ماندست به جا گفته ی جدت صادق(ع)
زائر مرقد پاک تو بهشتی ماواست
یا که گفته ست برای من وفرزندانم
حرم امن بود قم که همی کوفه ماست
سه در از هشت در جنت حق گردد باز
بسوی قم که در آن مرقد زیبای شماست
توئی امید همه در صف محشر بانو
بی گمان شیعه بدون تو غریب وتنهاست
روز میلاد شما کفتر دل قم آید
بهر تبریک سپس عازم درگاه رضاست

شاعر : اسماعیل تقوایی

اندر حکایت گرانی مرغ

گران گشتی و از سفره پریدی
بدون پر به بالاها رسیدی

خوراک تو شده خواب و خیالم
بیا پایین شتر دیدی ندیدی

الا ای مرغک خوش ران و سینه
دلم را سخت دنبالت کشیدی

ز تو باشد نصیبم بال و گردن
به ران و سینه ات نبود امیدی

در خوردن برایم قفل گشته
ندارم بهر بگشودن کلیدی

شده خواب و خیالم سیخ جوجه
یه یادش معده ام گشته اسیدی

به خواب من بیا تا شاد گردم
الا ای غایت وصف سفیدی

تو با این قیمتت ای خوش خوراکم
همه قشر ضعیفان را گزیدی
شاعر : اسماعیل تقوایی

معطر شد مه ذی قعده در آغاز با عطری

که ازیک گل زگلزار ولایت بر مشام آمد

مدینه مفتخر گردید بر میلاد مسعودی

چو از دامان نجمه دختری والا مقام آمد

دل موسای کاظم شاد ولبهایش پر از خنده

که بر اهل ولا دردانه ای زهرا (س)مرام آمد

درخشان تر شده ماه وستاره مهر جان افروز

زسوی جمله ی افلاکیان بر او سلام آمد

علی موسی الرضا(ع)سرخوش ازین میلاد گردیده

 برادر را نکو خواهر رفیق وهمکلام آمد

زمادر مجتبایی ،وز پدر باشد حسینی او

مثال فاطمه اوصاف نیکش در نظام آمد

نهاده نام او را فاطمه مولای ما کاظم(ع)

کریمه درکرم معصومه در عصمت،بنام آمد

شفیعه باشد وهرکو زیارت کرد این بانو

به عقبی بی گمان خوش عاقبت،جنت مقام آمد

شعر: اسماعیل تقوایی

سلام

وقتی ماشینمون جوش میاره چکار می کنیم؟؟

از ترس ایتکه به ماشین آسیب نرسه.. می کشیم کنار...ماشینو خاموش می کنیم...مدتی صبر می کنیم که ماشین خنک بشه واز جوش بیفته..

تازه بعدش هم آب خنک در رادیانور می ریزیم تا کاملا خنک بشه..

نمی دونم ما آدما چرا وقت عصبانیت با خودمون نمی تونیم اینکاررو انجام بدیم..چرا سلامتی ماشینمون از سلامتی خودمون برای ما مهمتره..

وقتیعصبانی شدی وجوش آوردی...خودتو کنترل کن... خشمتو بخور...چند تا صلوات بفرست(مثل آب رو آتیش خنکت می کنه)..در اینصورت دیگه آسیبی بخودت ودیگران نمیرسه..

نترس کسی نمی گه طرف ترسید..رفتار تو رفتار آدمای نیرومنده..چون پبامبر(ص)فرموده:

نیرومند ترین شما کسی است که هنگام خشم بر نفس خود غالب شود(تحف العقول)

دسته ها : من نوشته
سلام

قرآن کریم می‌فرماید: «عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن

تحبوا شیئا و هو شرّ لکم؛ چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی که

 برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید که برای شما بد

است».سوره بقره آیه 216

 

 

 آدم وقتی این آیه رو میخونه آرامش پیدا میکنه.این آیه امید رو در مواقع

 سختی در مازنده میکنه.ما باید در مواقع سختی،مشکلات ومصیبتها به خدا

 امید داشته باشیم وبا توکل واقعی منتظر گشایش از طرف خداوند باشیم

وهمیشه این ورد زبونمون باشه:

 

                       در دایره قسمت ما نقطه ی تسلیمیم 

    لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

دسته ها : من نوشته
اول ماه ذی القعده روز میلاد با سعادت حضرت معصومه(س)است..این روز به نام "روز دختران"نام گذاری شده است.به همین مناسبت سروده ام که برگرفته از احادیث ائمه اطهار در باره دختران است  تقدیم می گردد:

امروز روز دخترانست
روز ی نکو در این جهان است

دختر در یکتای خلقت
برکت به هر کون ومکان است

گوید امام صادق(ع) ما
خوبی دختر بی گمان است

دسته گل زیباست دختر
روزیش با رب جهان است(رسول اکرم)

فرزند دختر بهترین است
این از پیمبر(ص) در بیان است

دختر برای والدینش
از باقیات صالحان است(رسول اکرم)

هر کس که دارد چند دختر
در جنت حق آشیان است(رسول اکرم)

گوید رضا(ع)مولای هشتم
خالق به دختر مهربان است

دختر،بدان این روز زیبا
با زاد روزی همزمان است

میلاد دخت پاک کاظم(ع)
معصومه آن کنز نهان است

آموز ازو حجب وحیا را
اینها زمعصومه عیان است

اسماعیل تقوایی
ذی قعده که می رسد دلم شاد شود

شادی به لبم آید وفریاد شود

ذی قعده مه تولد نورین است

ده روزکرم فاصله بینابین است

در روز نخست نجمه را یار آمد

دختی به برش زلطف دادارآمد

همنام بود به فاطمه(س) مظلومه

هم طاهره وعالمه ومعصومه

باشدحرمش دری زدرهای بهشت

این نکته به ما حضرت صادق(ع) بنوشت

ماندست زحضرت غریب الغربا

آید به بهشت زائر خواهر ما

چون یازدهم شد به زمین ماه آمد

گویی که دوباره یوسف از چاه آمد

حق داد امام هفتمین را قمری

بر دست گرفت نجمه زیبا پسری

از سوی پدر پسر علی نام گرفت

شکرانه حق بگفت وآرام گرفت

بر شیعه امام هشتمین آمده است

بر آل علی عالم دین آمده است

از سوی خدا لقب "رضا" گشت بر او

زیرا که رضای حق، نما گشت در او

من شیعه ی اویم ورضا مولایم

من بنده اویم ورضا  آقایم

تنگ است دلم برای طوف حرمش

لب تشنه ی قطره ای زلطف وکرمش

ای کاش شود کنار مرقد بروم

درروز تولدش به مشهد بروم

بر خیل عظیم زائرش یار شوم

از بهر شفا زار وبیمار شوم

دستی بزنم به پنجره فولادش

تبریک بگویم به همه میلادش

ای شاه خراسان مددی یاری کن

از بهر اجابت دعا کاری کن

اسماعیل تقوایی

سلام
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام جعفر صادق(ع):

کشته زهر و خطاکاری منصور شدی
با دلی زار وغمین رهسپر گور شدی
نسل پیغمبر ما بودی واز جور زمان
کنج عزلت زده گردیده ومهجور شدی
خانه ات سوخت چوآتش بسرایت بزدند
زین جفا خسته زدوران شده ،رنجور شدی
صادق آل
پیمبر بدی وسخت اسیر
درکف والی عباسی مغرور شدی
عالمان را به زمانت تو سرآمد بودی
گوهری نور فشان بودی وبی نور شدی
محتضر بودی وکردی توسفارش به نماز
شمس دین بودی وصد حیف که مستور شدی
شدی همسایه ی بابا وعمو وجدت
صاحب قبر غریبانه ی بی نور شدی
شعر:اسماعیل تقوایی
دسته ها :
X